یادمان باشد دیگران را دوست بداریم آن گونه که هستند نه آن گونه که می خواهیم باشند

چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت رو
ازت
دزدیده و به جاش یک زخم همیشه گی ، رو
قلبت هدیه
داده زل بزنی به جای اینکه لبریز کینه و نفرت
شی
حس کنی که هنوز هم دوسش داری
چقدر سخته دلت بخواد سر تو باز به دیواری
تکیه بدی
که یک بار زیر آوار غرورش همه وجودت له
شده
چقدر سخته تو خیالت ساعت ها با هاش حرف
بزنی اما
وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی
چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک
گونه ها
تو خیس کنه اما مجبور بشی بخندی تا نفهمه که
هنوز هم دوسش داری
چقدر سخته گل آرزو هاتو تو باغ دیگری ببینی
و هزار
بار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لب
بگی گل من باغچه نو مبارک

باران باش
چون کسي به باران عادت نمي کند

یکی محبت میکنه
یکی ناز میکنه
اونی که ناز میکنه همیشه محبت میبینه.
امااون کسی که محبت میکنه همیشه تنهای تنهاس.

موج اگه میدونست که
ساحل هیچ وقت دستشو نمیگیره
هرگزبرای رسیدن به اون نفس نفس نمی زد.

هیچ کس نمیتونه به دلش یادبده که نشکنه
ولی من حداقل میتونم بهش یادبدم که وقتی شکست
بالبه ی تیزش دست اونی که
شکستش رو نبره........!

من در سرزمینی زندگی می کنم که در آن دویدن سهم کسانی است
که نمی رسند و رسیدن حق کسانی است که نمی دوند!

در پس خاطره
شعر میبارد از چشم ترم
و تو می انگاری
خاطرم آزرده است
و نمیدانی
شعرم
چه تماشا دارد
وقتی
میبارد
نامه اي به معشوق
زيباي من سلام
من از ديار عشق به تو نامه مي نويسم! اينجا همه پروانه ها در شعله شمع عاشقانه سوخته اند بلبلان در كنار گل پژمرده شان آرام خوابيده اند ماه تمام شب را به دنبال خورشيد مي گردد ...
عمري مي خواستم كه عشق را با مداد رنگي هايم نقاشي كنم غافل از اينكه عشق يعني
يكرنگي! اين حرف را روزي كه مرا با كلام خويش مسحور كرده بودي از نگاهت خواندم. چه روز با شكوهي بود! آن روز آسمان را بين خودمان تقسيم كرديم: باران براي من خورشيد براي تو برف براي من ستاره ها براي تو ...
ولي از آن روز مدتها گذشته است. باراني كه سهم من بود از چشمان من باريد. به موهاي
سپيدم نگاه كن!همه مي گويند خيلي زود پير شده ام ولي تو كه مي داني همان برف هايي كه مال من بود بر سرم نشسته است. ناراحت نباش! به لبخند خورشيد و چشمك ستاره مي ارزيد ...
من بازي عشق را به تو باختم. از باختن پشيمان نيستم ولي اي كاش مي توانستم يك بار ديگر دلم را به تو ببازم. حيف كه ديگر نمي توانم كمي شكسته شده ام. براي اين همه زيبايي نفس كم مي آورم ...
اين نامه را با قاصدك برايت مي فرستم. تا يكي دو روز ديگر به دستت مي رسد. تا آن موقع من به اميد وصالت براي هميشه خوابيده ام . شك ندارم كه در زير خاك هم خواب تو را مي بينم. از اين كه بيش ازاين طاقت نياوردم و اين قدر زود رفتني شده ام متاسفم! مرا ببخش مجنون خوبي برايت نبودم ...
به اميد ديدار دردانه من

فکر نکنم کسی باشه که طعم سرد این انتظار و نچشیده باشه...
انتظار در فاصله ها در دلمان بارید و باران سرد تنهای رو برامون به ارمغان آورد
این بارون بارید و سبزه های درد و رنج روویید حالا ما ماندیم و تنها انتظار آمدنت
تا کی؟

tak take hooroofe in kalame mano be dard mahkoom mikonad
vaghty baham dast dar daste ham ghadam mizadim
avalin booseyi ke bar goonehaye man zadi
liyaghate eshgh shod avvalin darse man
enkare lahazat shod dalile bi tabie man
negah dookhtan dar cheshe ham shod kare ma
tigh zadan bar rageman shod dalile esyane ma
imane eshgh shod tokhme faribe zamine dele ma
nadashtane sabr shod dalile jodayie ma
engar hamin dirooz bood ke shod khatereye akharin valentine ma
Valentine hame gomshode ha mobarak! khoda negah daret ey ham safar e nime rah
